X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 7 مهر‌ماه سال 1387
پرده های خانه کشیده شده بود و نور صبح به سختی اتاق را روشن می‌کرد. لیوان از دیر شسته شدن شفافیتش را از دست داده بود و به زردی می گرایید. صدای تلوزیون کم بود و سکوت تمام خانه را پر کرده بود.باید حمام می کرد اما به چه انگیزه ایی، به چه بهانه ایی؟
با خودش می‌اندیشید ثمره ازدواجش چه بوده
فرزندانی که ترک تحصیل کرده بودی
پسری که در 27 سالگی معتاد شده بود
و یا زنش
گوشه بیمارستان روانی ها چه وضعیتی داشت؟
نتیجه آنهمه تلاش چه بود
گروهش به کجا رفت
آن همه آرمان و اندیشه
آن همه سخنرانی و تبلیغات
کجا بودند ؟کجا رفتند؟
خودش هم نمیدانست، اهدافش اشتباه بود، شاید عادی بودن بهترین راه حل بود.ن
به چایش نگاهی انداخت وقت خوردنش بود . باید پرده ها را کنار می‌داد تا نور تمام خانه را پر کند. باید حمام می‌کرد تا سلولهایش نفس می‌کشیدند.باید ریشش را میتراشید باید خیلی کارهای عادی را انجام می‌داد.ن
باید عادی زندگی می‌کرد.
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان