X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 30 مهر‌ماه سال 1387

آفتاب نیمه جان پاییز از شیشه های قدی سالن روی فرشهای سورمه ای ظهر شدن را به رخ میکشد. عطر برنج در حال غل خوردن و لیمو امانی خورشت قیمه در فضا پیچیده و پسر بچه در ایوان روی موکتهای کبریتی با ماشینهای کوچک و بزرگش بازی میکند و هر از گاهی نگاهی به درون می‌اندازد.  

مادر بزرگ با کاسه ایی از سیب زمینی سرخ کرده داخل سالن میشود. مادر در زیر پتو سر بالا میکند و اشاره به کاسه میکند. مادر بزرگ به سمت مادر میرود و کاسه را نشان میدهد . مادر کاسه را میگیرد و شروع به خوردن میکند. 

- اگه این همه بخوری دوباره مثل اولی اضافه وزن می یاریا، از من گفتن . 

مادر با لپهای پر از سیب زمینی میخندد و کاسه را پس میدهد. مادر بزرگ خوشحال از موفق بودن به سمت ایوان میرود و درب شیشه ایی را باز میکند کاسه را کنار دست پسر میگذارد و بوسه ایی به سر او میزند. 

پسر با شلوار بندی و بلوز چهارخانه قرمز میخندد و با کاسه به داخل می آید و به سمت مادر میدود: 

- مامانی بخور برا نی نی خوبه. 

مادر پسر را در آغوش میکشد و میبوسد. مادربزرگ سر تکان میدهد و بلند میخندد.

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان