شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388

- باز کجا داری میری؟ 

دختر کمی خم شد تا زیپ چکمه هایش را ببندد .  

: دارم میرم خونه سارا تا فیلم تماشا کنیم.  

- خونه سارا برای فیلم تماشا کردن اینهمه آرایش میخواد با این لباس تنگ و موهایی که بازشون گذاشتی؟ 

: مامان باز داری گیر میدیا؟ 

- بگو میخوام برم پیش اون پسره لندهور  که بازم ..... 

: مامان یا تو میدونی یا نمیدونی اگه میدونی چرا میپرسی اگه نمیدونی پس جواب من چیه؟ 

دختر وقیحانه به صورت مادرش نگاه کرد و کلید در را چرخاند.  

: یعنی میخوای بگی وقتی که جوون بودی هیچ کار غیر اخلاقی انجام ندادی، خوب اگر هم انجام ندادی از کفت رفته . ولی جلوی من رو نمیتونی بگیری. این پسر با همه فرق میکنه. یه چیز دیگه است. 

- هر کاری دوست داری بکن ولی فردا با یه بچه برنگردی حداقل مراقب باش. ناپدریت پولی برای سقط یه بچه حروم زاده نمیده. 

: مراقبم، مراقبم. 

دختر با لبخندی از خانه خارج شد.

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان